تبليغاتX
متنهاي دلتنگي غفار و سميرا
او سرسپرده می خواست من دلسپرده بودم
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که
او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم
یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم
نوشته شده توسط سميرا - غفار در شنبه یازدهم فروردین 1386 ساعت 1:21 | لینک ثابت |

تصوير عشقم

يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود
يه جوون خسته بود كه دلش شكسته بود
در شبي تيره و تاربا دلي گريون و زار
در پي عشقش مي گشت از خدا كمك ميخواست
سجده كرد روي به خدا چون گلي بر روي خاك
از خدا خواست همدمش را همدم آن سوي دنيايش را
توي اون تاريكي شب واسه همدمش حرف مي زد
از او ميخواست كه برگرده مثل اون عاشقهاي دلبسته
هي اونو صدا ميزد دستاشو طلب مي كرد
با اون صداي لرزونش با اون دل پريشونش
با اون پاهاي خسته با اون چهره در هم شكسته
با اون صداي گريه هاش با اون نواي هر شباش
با اون قلم عاشقي با اون دفتر سفيد عاشقي
ميخواست بنويسه از يارش از همان دل هميشه بيدارش
تو مهر و مهتاب مني تو هستي ناب مني
همان ستاره اي كه تو شبهاي سياهم مي درخشي و شبمو درخشون ميكني
تو همه وجودمي تو همه زنديگيمي
تو تنها يارمي ياور شب و روزمي
بي تو دل سياه و سرده بي تو شبم تيره و تاره
بي تو همانم هميشه گريان بي تو جانم هميشه لرزان
بي تو همان نا اميدم همان گل پرپر در شاخه اسيرم
بي تو دلم آروم نميگيره پرنده عشق در قفس اسيره
بي تو دلم دلگيره دلگيره نباشي مردنم ديره
امشب كه مست اين عاشقي و تو هستم
مشتاق ديدن مهتاب شب تو هستم
از خدا اجازه مي گيرم اجازه كشيدن عكس تو ميگيرم
اجازه كشيدن فرشته اي مثل تو كشيدن اون رخ زيباي تو ميگيرم
خوب ميشه طرح عاشقم مشحرو تك ميشه طرح يار من
نقش چهره عشقمو روي موج دريا ميزنم
روي موجها مي كشم همون مرواريد خشكلو
كنار ساحل مي نويسم آي لو يو اي يار من
يه جور مي نويسم كه موجها اونو نبرن اي يار من

نوشته شده توسط سميرا - غفار در یکشنبه بیستم اسفند 1385 ساعت 7:2 | لینک ثابت |


دلم برات تنگ شده عزیزم

زان لحظه که دیده بر رخت وکردم
دل دادم و شعر عشق انشا کردم
نی نی غلطم کجا سرودم شعری
تو شعر سرودی و من امضا کردم
خوب یا بد تو مرا ساخته ای
تو مرا صیقلی کرده و پرداخته ای 

 

نوشته شده توسط سميرا - غفار در جمعه چهارم اسفند 1385 ساعت 23:11 | لینک ثابت |

بازگشت
سلام به همگی

بخاطر غیبت طولانی مدت من و عزیزم شرمنده

الان هم عزیزجونم رفته مشهد برای خوشبختی جفتمون دعا کنه

آن سفرکرده که صدقافله دل همره اوست

                                                     هرکجا هست خدایا به سلامت دارش

التماس دعا

نوشته شده توسط سميرا - غفار در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت 9:6 | لینک ثابت |


چون طلای ناب مرا بی منت از خاکم بکن

یک شبی را عاشقانه از هوس پاکم بکن

هر نگاهت موجی بر هر تخته سنگ پیکرم

پر تلاطم تر ز پیش ام غرق امواجم بکن

بی منت از خاکم بکن

                        از هوس پاکم بکن

                                    غرق امواجم بکن

می پسندم بازوانت را به دور شانه ام

اول کارم هنوز فکر سرانجامم بکن

با تو من در شب خیال دیگری دارم به سر

همچو شبگردی مرا از خواب بیدارم بکن

بی منت از خاکم بکن

                        از هوس پاکم بکن

                                    غرق امواجم بکن

فکر سرانجامم بکن

                        از خواب بیدارم بکن

دوست دارم همچون پیچک بر سراپای تو پیچم

باز امشب چون گلی وحشی شدم رامم بکن

شبنمی شو بوسه بر گلبرگ اندامم بزن

بوسه بارانم بکن بی تاب بی تابم بکن

بخت و قسمت را بگو دستی به دست هم دهند

دست به دستم ده کنار سایه ات خوابم بکن.

نوشته شده توسط سميرا - غفار در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 ساعت 22:27 | لینک ثابت |

نامزدی
سالگرد نامزدی خودم و عشقم رو اعلام میکنم و با تمام وحود فریاد میزنم عزیزم دوستت دارم
نوشته شده توسط سميرا - غفار در چهارشنبه بیستم دی 1385 ساعت 16:43 | لینک ثابت |

درد عشق

درد عشق

درد عشق کشیده ام که مپرس

زهر هجری چشیده ام که مپرس

راه دشواری در پيش دارم كه نگو، دلم از دوری تو به درد آمده، درد قلبم در اين زندگی به جانم آمده

درد دوری تو، و درد...

عزيزم بيا، بيا در كنارم تا لااقل ديگر اين درد دوری در سينه ام نباشد

خودم درد دارم، پس اين درد دوری را ديگر در قلب من نگذار بماند

دردی در سينه ام دارم كه مرا پريشان ميكند

با وجود اينكه قلبم به دور از عشق پر از درد است ولی باز من با تو می مانم

با تو می مانم با همين قلب پر از درد

با تو می مانم كه بگويم دوستت دارم، تا ابد و تا جايی كه جان داشته باشم

درد عشقی دارم كه نگو، ساز غمگينی می شنوم كه مپرس

راه زندگی را تنها به اميد تو ميپيمايم! راه زندگی را تنها به اميد رسيدن به تو ادامه ميدهم

بيا ای كسی كه درد عشق را در قلب من گذاشتی، بيا ای كسی كه مرا به عزای لحظه هايم نشاندی

بيا و با حضورت در كنارم قلبم را آرامتر كن، قلب پر از درد مرا با حضورت شفا بده

تو دوای درد منی، تو اميد زندگی منی

ای كه تو آتش عشق را در وجود من شعله ور كردی، بيا و اين آتش سوزان عشق را با حضورت در كنارم خاموش كن، بيا و با خود باران عشق را در اين قلب پر از درد من نازل كن! بيا و باران عشق را بر روی كوير تشنه و خشك و پر از درد قلبم نازل كن تا قلبم دريايی شود كه هر قطره از آب آن دريا پر از محبت و عشق تو باشد

درد نهفته ای در قلبم دارم كه نمی گويم، تو ديگر اين درد مرا تبديل به سرطان عشق نكن

صداقت، يكرنگی، يكدلی، عشق، محبت در قلبم دارم! اما قلب من با دردی كه دارد اين احساسات عاشقی را نيز به درد آورده است

با حضور تو در قلبم اين احساسات پاك را آرام كن و اميدوارم كن به زندگی،

درد عشق درمانی ندارد، درد عشق آرامی ندارد، درد عشق راه چاره ای ندارد اينك تو بيا و مرا آرام كن، تو كه دوای هر درد بی درمان منی عزيزم

بيا و با جاری شدن خون عاشقی ات در رگهای قلبم درد مرا التيام بده عزيزم!

نوشته شده توسط سميرا - غفار در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 ساعت 20:34 | لینک ثابت |


سلام خدمت همه دوستان

امشب يادآور بهترين شب زندگيمه

شبي كه با نامزدم رفتيم پابوس امام رضا فداش بشوم

خودش عشق ابديم رو بهم داد

الان دقيقا يكسال از نامزدي ما دوتا ميگذره و توايم مدت روز به روز عشقمون نسبت به هم زياد ميشه

به هر حال تا آخر عمر چاكر امام رضا هم هستم بهترين بهانه زندگيم به من

عزيزم دوستت دارم

نوشته شده توسط سميرا - غفار در شنبه نهم دی 1385 ساعت 17:27 | لینک ثابت |

جشن نامزدی
 

سلام به همگی:

زندگي زيباست زشتي هاي آن تدبير ماست در مسيرش هر چه نا زيباست آن تقصير ماست.

 

روز عید قربان یعنی یکشنبه روز نامزدی من و غفار عزیزم هستش البته به سال قمری... پارسال در چنین روزی در جوار امام رضا (ع) نامزد کردیم...

نمی دونم چی باید بنویسم فقط این روز رو به غفار جونم تبریک میگم. عزیزم تا ابد عاشقت هستم و وفادارت خواهم ماند.

 عزیزم همیشه دوستت خواهم داشت.

امروز روز اول آینده است. بیا آینده ای را که در انتظارش بودیم را خوب شروع کنیم تا مثل دیروز گذشته ای پراز حسرت نگردد.

 

به ياد داشته باش همه خوبي ها خواهد ماند به ياد داشته باش که عشق هيچگاه نخواهد مرد به ياد داشته با ش که هيچ گاه فراموشت نخواهم کرد اگر چه بعضي ها زود مي بازند ولي تو هميشه در قلب من ميماني

نوشته شده توسط سميرا - غفار در جمعه هشتم دی 1385 ساعت 20:33 | لینک ثابت |


به گفته ی غفار جان نامزد عزیزم قرار بود که وبلاگ به مدت یک ماه به دلیل شروع امتحانات پایان ترم و میان ترم من و عشقم تعطیل بشه

ولی حقیقتش اینه که ماه دی اتفاقات زیادی برای ما افتاده یعنی خاطرات خوبی از با هم بودن داریم و نامزدیمون هم توی همین ماه اتفاق افتاد پس من از این کار منصرف شدم...

عزیز دلم هر زمان که تونستی توی وبلاگ مطلب بذار و اگه متناوب نبود مسئله ای نیست... فقط در روزهای مهم دی ماه که خودت می دونی پست یادت نره... باشه عزیزم؟!

فدات بشم... خیلی دوستت دارم.

خانومی همیشه عاشقت: سمیرا

نوشته شده توسط سميرا - غفار در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 0:48 | لینک ثابت |

 
>

بزرگترين سايت جاوا اسکريپت ايران